تصویرنوشت شعر با پس‌زمینه رئال

درود
بهدین اروند هستم و حضورت رو در آرشیو تصویرنوشت خوش‌آمد می‌گم. در آرشیو تصویرنوشت تلاش شده مجموعه‌ی محتوای شعرنگاری‌های استوری شبکه‌هایی چون اینستاگرام، پینترست، فیسبوک، تردز و توییتر با پس‌زمینه تصویر  در قالب فایل jpg  و به صورت رایگان در دسترس قرار بگیره. سعی شده سایزی متناسب با استوری اینستاگرام تردز و فیسبوک به عنوان معیار در نظر گرفته بشه. هم‌چنین در قسمت‌های دیگر همین تارنما می‌تونی به آرشیو محتوای تصویری ، کتابخانه صوتی شعر و داستان کوتاه و نیز آرشیو متن شعر/داستان/ جستار مراجعه کنی. امیدوارم لذت ببری. اگر پیشنهادی برای غنی‌تر شدن این آرشیو داری پذیرای نظراتت هستم. کافیه به آدرس الکترونیکی صفحه یا لینک شبکه‌های اجتماعی مراجعه کنی.


شعرنوشت| اینستاگرام

از من قبول کن!  وطنی را که رفتنی‌ست
… پیراهنی به دست برادر که ناتنی‌ست
وقتی نفس کشیدنمان عین خودزنی‌ست
وقتی حریف بایدمان هرولیکنی‌ست
وقتی ردای واژه تناتوش هر عنی‌ست
این شعر را به دست تو دادم: شکستنی‌ست!

… تقدیم می‌کنم: به سرابم خوش آمدی
پلکی بزن! به پیله‌ی خوابم خوش آمدی

آن‌جا که دست می‌کشم از دور؛ می‌رسد
… می‌بوسمت و موسم انگور می‌رسد

می‌بوسمت تمام جهان مست می‌شود
آغوش وعده‌گاه دو هم‌دست می‌شود

-بهدین اروند

تصویرنوشت | شعر استوری

دست‌های تو پیرهن بودند
خط به خط سرنوشت من بودند
یادآر آنچه تن به تن بودند
این دو سرباز خسته از پیکار

-بهدین اروند

شعرنگار | اینستاگرام

امیدِ گم شده در امتی که شکاکند
تو خواب داری و ایشان خمار تریاکند

سخن به من بده دختر مرا بدعادت کن
بهار کوچک من! نیشکر تلاوت کن

نگو که آینه‌ی دق هق‌هقت هستم
بهار می‌رود اما من عاشقت هستم

– بهدین اروند

تصویرنوشت | شعرنگار

می‌بوسمت میانه‌ی مزدوران
در پیشگاه لشکری از توران
با من بیا که آخر این بوران
از بیستون بهاریه می‌تاشم

یک هیات از زنی که دگرگونه
همراه با قوافی بابونه
گفتی بهار بوونه فراوونه
من بیخودی اسیر زن و ماشه‌م

– بهدین اروند

تصویر شعر برای استوری

می‌بوسمت میانه‌ی مزدوران
در پیشگاه لشکری از توران
با من بیا که آخر این بوران
از بیستون بهاریه می‌تاشم

یک هیات از زنی که دگرگونه
همراه با قوافی بابونه
گفتی بهار بوونه فراوونه
من بیخودی اسیر زن و ماشه‌م

من جای شاعران شما باشم
یک بیت مانده تا به فروپاشم
از اصفهان هرآنچه به جا مانده
شاباش می‌دهم به قزلباشم

خود می‌روم سراغ سری دیگر
یک جلد تازه روی خری دیگر
حتی اگر شده پدری دیگر
شاید دو بیت پیشتر اوباشم


– بهدین اروند

تصویرنوشت شعر

من جای شاعران شما باشم
یک بیت مانده تا به فروپاشم
از اصفهان هرآنچه به جا مانده
شاباش می‌دهم به قزلباشم

خود می‌روم سراغ سری دیگر
یک جلد تازه روی خری دیگر
حتی اگر شده پدری دیگر
شاید دو بیت پیشتر اوباشم

شاید دو بیت پیشتر از ابروت
در بحری از طویل تو تا بیروت
چون یاغیان کلافه‌تر از گیسوت
هر روز کوچ می‌کنم از لاشه‌م


– بهدین اروند

تصویرنگاره با شعر

من جای شاعران شما باشم
یک بیت مانده تا به فروپاشم
از اصفهان هرآنچه به جا مانده
شاباش می‌دهم به قزلباشم

خود می‌روم سراغ سری دیگر
یک جلد تازه روی خری دیگر
حتی اگر شده پدری دیگر
شاید دو بیت پیشتر اوباشم

شاید دو بیت پیشتر از ابروت
در بحری از طویل تو تا بیروت
چون یاغیان کلافه‌تر از گیسوت
هر روز کوچ می‌کنم از لاشه‌م

ییلاق می‌زنم به زمستانت
این حرف‌ها سوای غم نانت
اصلاً برو بگو به خدایانت
این شعر را به یُمن تو عیاشم


– بهدین اروند

شعر و عکس

شاید دو بیت پیشتر از ابروت
در بحری از طویل تو تا بیروت
چون یاغیان کلافه‌تر از گیسوت
هر روز کوچ می‌کنم از لاشه‌م

ییلاق می‌زنم به زمستانت
این حرف‌ها سوای غم نانت
اصلاً برو بگو به خدایانت
این شعر را به یُمن تو عیاشم

شعری بیارمت که در آن مستی
پاتیل نیمه‌های شبت باشد
مشتی خمار دَمپَر ابروهات
میخانه انحنای لبت باشد


– بهدین اروند

شعرنوشته اینستاگرامی

دشمن که پشت کرده ولی یارمان کجاست؟
ما زنده مانده‌ایم، پرستارمان کجاست؟

می‌گفت مادرم که پسر پایِ پیری‌است
از مادرم بپرس خشایارمان کجاست؟

– بهدین اروند

غزل معاصر فارسی

ای زاگرس که خاک تو دارالسلام ما
زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما:

جان می‌کنم درونم و دستم نمی‌رسد
دست به زخم‌های خودم هم نمی‌رسد

– بهدین اروند

غزل‌نوشته معاصر

برای مادرم وقتی فطیر گندمش در خون
فلسظینی که فرزند هزار و چندمش در خون

– بهدین اروند

تصویر شعر برای استوری

برای مادرم وقتی فطیر گندمش در خون
فلسظینی که فرزند هزار و چندمش در خون

برای سال‌های چرک آخر؛ ناامید‌هاش
خدا
بی اعتنایی‌ها
شتر دیدی، ندیدی‌هاش

و در تفسیر لالایی به روی خاک مین‌آلود
برای خواهر کوچکتر البرز: بینالود…


– بهدین اروند

تصویر و شعر

آه ای یقین گم شده ای ماهیِ گریز
آیدای من در آینه…
آیینه‌های هیز

بانو مدیترانه‌ی رم کرده تا ونیز
یونان شوکران توام؛ بیشتر بریز

– بهدین اروند

تصویرنوشته شعر

می‌بوسمت تمام جهان مست می‌شود
آغوش وعده‌گاه دو هم‌دست می‎‌شود

جغرافیای کوچکی از شوش دارمت
یک سرزمین تازه در آغوش دارمت

باغی که فتح ناشده مابین دست‌هام
لمست به گاه بوسه
تنت حین دست‌هام

– بهدین اروند

غزل‌نگاره برای اینستاگرام

مرا ببخش که جان کندنم هدر نرود
که جنگجوی جوان تو بی‌سپر نرود

مرا ببخش که آمین یار در دوزخ
سعادتی‌است که با زجر مختصر نرود

دعای خیر من! آن‌گونه می‌رود بر ما
که در قیامت کبری به اهل شر نرود

– بهدین اروند

غزل‌نوشته معاصر

«مزه‌ی سیگار می‌ده بریم قبر بعدی»
… مورچه گفت.