استوری اینستاگرام شعر با بک‌گراند سفید

در آرشیو شعرنوشت می‌توانید به مجموعه‌ای از محتوای تصویری وب (مناسب برای وب‌سایت و تارنما) ، و نیز محتوای شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام ، تردز و تلگرام در حیطه‌ی ادبیات (شعر / داستان / جستار / و پاره‌روایات دیگر ) دسترسی داشته باشید. با توجه به استقبال مخاطب تلاش شده فضایی شبیه به فضای استوری ایسنتاگرام نیز در همین وب‌سایت طراحی شود تا مخاطب بی‌نیاز از وصل شدن به سرورهای خارج از کشور، به مشاهده‌ی استوری‌ها در همین فضا بپردازد.

در ادامه مجموعه شعرنوشت با بک گراند سفید در قالب استوری اینستاگرام شعر در خدمت شما قرار گرفته. هر تصویرنوشته قابلیت دانلود مستقیم داشته و کافی است روی تصویر کلیک کرده و بارگیری تصویر را انتخاب کنید. برای سهولت شما متن شعر استوری نیز در کنار تصویر درج شده تا دسترسی به متن شعر و ذکر منبع به راحتی تامین شود. امیدوارم دوست داشته باشید.


شعرنوشت | محمود درویش

«كنت أتمني أن اكون شخصاً تخاف فقدانه، لا اكثر»
– محمود درویش


دلم می‌خواست کسی باشم
که از نبودنش بترسی
نه چیزی بیشتر

استوری اینستاگرام شعر | غزل

… ما را رها نکرد مگر مبتلایمان
بر ما ستم نشد مگر از کدخدایمان
از هرچه مرده‌ایم جز از ترس‌هایمان
جز روزگار مردِ هم‌آوارمان کجاست؟

هفتاد قرن شعر سرودم که آن کنم
آن شکوه‌ای که در خورِ اون می‌توان، کنم
«گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم»
او سخت بود خواجه! رهِ چاره‌مان کجاست؟

– بهدین اروند

استوری شعر نو اینستاگرام

تو شاهد باش اگر دنیا به دستانم دهان می‌داد
اگر این غم
-غم بودن- امان می‌داد
اگر پیغمبرم همراه من در این جهنم امتحان می‌داد

– بهدین اروند

استوری اینستاگرام شاعر

من پشت دیوار بلندت هرز روییدم
هرجور سنجیدم کمالم یک اگر بوده‌ست
با یک حساب ساده فهمیدم که دیوانه
با هر طنابی توی چاهت رفته فرسوده‌ست

– بهدین اروند

آرشیو استوری اینستاگرام

حرفی نماند جز دو سه اوراد ابتر و
مشتی بمان و چند خداحافظ و نرو

از استوای دست نجیب تو دست‌هام
از شال نیمه‌کاره‌ات: اندوه و آذر و…

– بهدین اروند

آرشیو استوری اینستاگرام

من را نه بر دستان یک‌صد نابرادر
من را نه در بازاری از حلقه به گوشی
حتی نه وقتی که خودت را می‌فروشی
آن وقت می‌فهمی که ارزان داده باشی

– بهدین اروند

آرشیو استوری اینستاگرام

می‌خزم در ادامه‌ات اما
عقده‌های بلند، بی‌ریشه‌ند
مارها هم شبیه آدم‌ها
دست و پایی مدام در خویشند

– بهدین اروند

آرشیو استوری اینستاگرام

این سایه‌ی افتاده بر دیوار ماهاییم؟
ماییم که از آن دورها داریم می‌آییم

– بهدین اروند

آرشیو استوری اینستاگرام

ای سرانجام خوش عاشقی و الواتی
خنده‌ی تلخ پس از حسرت یالهیهاتی

– بهدین اروند

آرشیو محتوای مدیا

وطن را بذر گندم کاشتیم و
استخوان می‌داد…!

– بهدین اروند

آرشیو اشعار اینستاگرام

ربنا
ما را فنا فرمود اما زنده خواست


– بهدین اروند

غزل معاصر فارسی

کاش طاقت داشتم یا واژگانی بیشتر
یا خدای کمتری یا نیمه‌جانی بیشتر

می‌نشینم رو به قبرستان دعا می‌خوانمت
تا خدا عمرت ببخشد؛ عاشقانی بیشتر…

– بهدین اروند